جمعه ۴ سپتامبر ۲۰۰۹

آميخته سكون و حركت

.

سكون است. دادگاه حكم را داده، مانده دفترخانه و تمام. خبري نيست، نمي آد. به نظر ميرسه پشيمون شده. من با پشيمونيش مشكلي ندارم، به شرط اينكه با تغيير رفتارش باشه. اين موضوع خيلي خيلي بعيده.

حركت است. كار رو دوباره شروع كردم. با بعضي مشتريها هم حرف زدم. الان انرژيم رو گذاشتم روي چهار كار موازي. همون فعاليت شركت قبلي، يك كار شامل خريد و فروش تجهيزات البته به كمك يكي از دوستان قديمي در تهران، تدريس، و البته يك كار خاصي كه فعلا به دليل احساس خطر از رقبا محرمانه ست. در طول زمان بايد ببينم كدوم رو نگه ميدارم و كدوم رو از برنامه ها حذف مي كنم. البته برنامه ام اينه كه حداقل دو كار موازي داشته باشم.


ببينيم سرنوشت چي ميشه.


پ.ن. يك قاعده هميشگي در طبيعت انسانها هست: مرد تنها نمي تونه زندگي كنه، هيچوقت و تحت هيچ شرايط. اين آخرين قدم كه ورداشته شه بايد به فكر مسئوليت جديد باشم. بهترين انگيزه براي رشد و تكامل مسئوليته. مسئوليتي كه البته بايد حاصلش آرامش و اطمينان قلبي باشه.



0 نظر - بي نصيبمون نزاريد:

.

دنبال كننده ها