شنبه ۸ مهٔ ۲۰۱۰

من بي تو ذاتا يك مرده ام

.

نمي دانم چند روز گذشته است
گرچه سالياني طولاني به نظر مي رسد
پا به سن گذاشتم
پير شدم
به خاطر اين جدايي.

نمي دانم چند سال گذشته است
اولين اشكي كه از چشمانم چكيد
آنگاه كه پناهگاهي جز نوشته هايم نداشتم
تو ساكت شدي
و من گريه هايم را فرياد زدم
سالهايي بس طولاني
شايد هم يك عمر
چون يك ني شدم با حكايت حزينش
همه چيزم را بردي
اميدم را
زندگيم را
همه رابردي
مرا فراموش كردي

گم شده ام
راهم را نميابم
و تو را مي جويم
در حاليكه اميدي به نجات از تاريكي ام ندارم
و من ذاتا بي تو خود تاريكي ام
و براي اولين بار از باختن ترسيدم
و شايد باختن اين مبارزه 
و چون هنوز زنده ام...
كور سوي اميد باقيست.

و باز تو ساكتي
سكوت حق توست
كشتن من نيز
چه
من بي تو ذاتا يك مرده ام.


پ.ن. اين روزها بسيار دلتنگم... باز يك شب را تا به صبح به تو فكر كردم ... چاي، سيگار و اشك و روياي تو


.

4 نظر - بي نصيبمون نزاريد:

ناشناس گفت...

che systemie inja,faghat man be onvane ye nashenas mitoonam nazar bedam !gilda !

رضا گفت...

من خودمم فقط مي تونم با فاير فاكس باز كنم وبلاگم رو!

چه كنيم ديگه
امكانات در همين حده

(غمگين)

ناشناس گفت...

kelas khabarnegari hame ja daran !hatta injaE ke man raftam ham dasht !

ناشناس گفت...

ok..man miporsam,amma man tehran nistam ha ..momkene ke inja nadan ama tehran betooni jaE ro peida koni ke kart ham bedan..anyway man miporsam..

.

دنبال كننده ها